طبیب عشق
طبیب عشق منم باده خور که این معجون .....
کجایی جوانی که یادت بخیر..... یه زمانی مسخرمون می کردند و بهمون می گفتند ..... خون دست روزگار چنان کرد که امروز رنگ نمره هایی بالا تر از چارک سوم رو سالهاست ندیده ایم....کجایی جوانی که یادت بخیر!! . . . حمد بر كردگار يكتا باد كه مرا شوغ درس خواندن داد داده توفيق خيرم از هر باب در دل من محبت استاد تا كند صرف كار من اوقات مهر فرزند پروري بخشيد تا مرا درس خوان به بار آرند نبود جز به اين دو عشق مرا بازي از بهر من حرام بود نكنم هيچ وقتِ خويش تلف پ.ن: شعر بالا یادگاری از گذشته بود!! فعلا همین . اي خداي بزرگ به من كمك كن وقتي ميخواهم درمورد راه رفتن كسي قضاوت كنم، كمي با كفشهاي او راه بروم. دکتر علی شریعتی ما
گفتم اش: عالی است
مثل حال گل!
حال گل در چنگ چنگیز مغول!
از : قیصر امین پور

آشنا كرد چشم من بر كتاب
در سر من هواي درس نهاد
پدرم را عطا نمود حيات
مادرم را تناوري بخشيد
هر دو مقدور خود به كار ارند
عشق باشد به درس و مشق مرا
درس و مشقم چو ناتمام بود
در سر كارهاي بي مصرف


با همه توانایی ها و تمدن هامان شاخکی بیش نیستیم !
برای زمین ، هفتاد کیلو گوشت با هفتاد کیلو سنگ تفاوتی ندارد
یادمان باشد کسی مسئول دلتنگی ها و مشکلات ما نیست
اگر ردپای دزدِ آرامش و سعادت را دنبال کنیم
سرانجام به خودمان خواهیم رسید . . . .
از : حسین پناهی

| Design By : Night Skin |


